X
تبلیغات
رایتل
وبسایت دانشجویی مهندسی شیمی
سلام.... امیدواریم بهترین سایت دنیا رو بنویسیم www.iaushirazche.ir
خوش اومدید...لطفاَ با نظراتتون ما رو در بهبود وبسایت یاری کنید.,.,.شما میتونید با عضو شدن در خبرنامه،از مطالب جدید وبسایت با خبر بشین.,., .از لیست موضوعات وبسایت،موضوع مورد نظر خودتون رو انتخاب کنید

بازدید : مرتبه
تاریخ : پنج‌شنبه 26 اسفند‌ماه سال 1389

داستان عمو نوروز داستانی عاشقانه است.

عشقی که هیچ گاه به وصال نمیرسد.

عمو نوروز که عاشق است و در سفر...12 ماه...شب و روز...در سختی و عذابی که رنگ صورتش را سیاه میکند و آنقدر سفر میکند که به عشقش برسد ولی.....

عشقش ((در بعضی جاها  ننه سرما اسم برده شده)) تمام سال را منتظر او بوده و در ماه آخر لباسهای تازه برای او میبافد و خود را آماده ی دیدار میکند.

روز آخر، ننه سرما که احساس نزدیکی عاشقش را هم میکند ، از صبح شروع میکند به گردگیری کردن و جارو کردن و تمیز کردن خانه و سفره ای را به عشق او میچیند(هفت سین) ، اما از شوق وصال عشق انقدر کار میکند که از فرط خستگی خوابش میگیرد و عمونوروز هم که می آید و از دروازه میگذرد و جارچیان هم خبرش رابه همه اهالی میرسانند،اما حیف که خانوم سرما خوابست و عاشق و معشوق بی خبر از اینکه فاصله زیادی با هم ندارند و این دوباره عاشق است که مجبور است به ادامه ی سفر و معشوق است که محکوم به انتظار و شاید یکسال دیگر انتظار و سفر آنها را به هم رساند........

اما وقتی که همه شهر خوشحالند،ننه سرما غمگین و خسته از انتظار و شاید گوشه ای میگرید.






طبقه بندی:
ارسال توسط مهرداد
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظرسنجی
خبرنامه