X
تبلیغات
رایتل
وبسایت دانشجویی مهندسی شیمی
سلام.... امیدواریم بهترین سایت دنیا رو بنویسیم www.iaushirazche.ir
خوش اومدید...لطفاَ با نظراتتون ما رو در بهبود وبسایت یاری کنید.,.,.شما میتونید با عضو شدن در خبرنامه،از مطالب جدید وبسایت با خبر بشین.,., .از لیست موضوعات وبسایت،موضوع مورد نظر خودتون رو انتخاب کنید

بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 19 فروردین‌ماه سال 1390

پدر خسته از سر کار به خانه برگشت.

پسر از پدر پرسید پدر میتوانم بپرسم ساعتی چند دلار حقوق میگیری . پدر با بی حوصلگی گفت به تو ربطی ندارد.

پس از اندک زمانی پسر بار دیگر این سوال را از پدر پرسید و پدر با عصبانت پسر کوچکش را دعوا کرد ولی پسر باز با خواهش از پدرش خواست تا بداند دستمزد پدرش ساعتی چند است و پدر ناگزید پاسخ داد ساعتی ۲۰ دلار.

پسر از پدر پرسید می توانی ۱۰ دلار به من بدهی نیاز دارم. و پدر شاکی از اینکه تمام پافشاری های پسر از سوالش فقط برای گرفتن پول بود... با فریاد به پسرش گفت بر و به اطاقت تا دیگر نبینمت.

پسر با حالی دگرگون راهی اطاقش شد .

پس از مدت زمانی پدر از کارش پشیمان شد و برای دلجویی از پسرش راهی اطاق پسر شد . درب اطاق را که باز کرد دید پسرش دستپاچه مشغول جمع کردن پولش است.

پدر با خشم از پسر پرسید. این پول ها چیست؟

پسر گفت پول های توجیبیم است.

پدر سوال کرد چقدر است؟ پسر جواب ۱۰ دلار .

و پدر متعجت از پسر پرسید ! تو که خودت ۱۰ دلار داشتی برای چه ۱۰ دلار دیگر از من میخواستی؟


پسر در پاسخ به پدرش گفت. برای آنکه ۱۰ دلار کم دارم تا بشود ۲۰ دلار و به تو بدهم تا فردا یک ساعت زودتر به خانه بیایی ....




طبقه بندی:
ارسال توسط رامین
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظرسنجی
خبرنامه